أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

642

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

در دوران امارت اوّل عبدالمطلب در سال 1269 همين منصب را در مكه داشت . وى در اوائل محرم سال 1299 در حالى كه بسيار پير شده و عمرش قريب نود سال بود ، به مكه رسيد . امارت وى هم چندان طولى نكشيد ، زيرا بلافاصله ميان آن دو اختلاف آغاز شد و پس از آن كار امارت را به عثمان نورى پاشا سپردند كه در شعبان سال 1299 عهده‌دار آن منصب شد . « 1 » به نظر مىرسد شريف عبدالمطلب به رغم سن بالا ، به شخصيّت خود اعتماد فراوان داشت و بنايش بر آن بود تا مانع از آن شود كه والى ترك بنا بر اختياراتى كه در بارهء دخالت در امور منطقه دارد ، به گونه‌اى رفتار كند كه موجب اهانت به امير يا تضعيف او شود . در واقع ، تقسيم قدرت ميان امير و والى ترك ، تعجب برانگيز بود ، اما من تصوّر مىكنم كه عثمانىها در ايجاد آن به دليل جلوگيرى از استبداد به رأى برخى از اميران در حكومت ، معذور بودند ، براى اين كه با تعيين والى مىتوانستند وضعيت را به گونه‌اى پيش برند كه نوعى محدوديت براى برخورد امير با رعاياى خود ايجاد شود . به هر روى ، اختلاف همچنان ادامه داشت تا آن كه عثمان نورى پاشا آمد . جرأت وى بيش از ديگران بود ؛ او توانست دربار عثمانى را قانع كند كه عبدالمطلب را از كار بر كنار كند . در اين باره يك فرمان سرى صادر شده ، عبدالمطلب عزل و عبداللَّه « 2 » بن محمد بن عون به عنوان وكيل تعيين شد تا امير بعدى تعيين شود . « 3 » در اين وقت ، عبدالمطلب در باغ تابستانى خود در مثناة از نواحى طائف بود . عثمان شرايط را آماده كرده ، شبانه شمارى از سپاهيان خود را بر بالاى كوه‌هاى مشرف به مثناة قرار داد و توپخانه‌اى در آنجا

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 327 . ( 2 ) . اين عبدِاللَّه را به كسر دال مىخوانند ( و گاه : عبداللا ) تا از « عبدُاللَّه » معمول ممتاز شود . ( 3 ) . محقق برجستهء ترك ، اسماعيل حقى اوزون چارشيلى ، مقالهء مفصلى در اين باره با عنوان « والي و قائد عام الحجازعثمان نورى پاشا يعزل أمير مكة الشريف عبدالمطلب » به‌فرمان مزوَّر نوشته و نشان داده است كه اين فرمان سرى نبود ، بلكه تزويرى بود كه عثمان نورى پاشا به كار گرفته بود . در اين مقاله اسناد و مطالب مفصلى در اين باره آمده است . بنگريد به مجلهء مؤتة للبحوث و الدراسات ، المجلد الثامن ، العدد الأول ، 1993 ، صص 95 - 133 . « ج »